عاشقانه ای بر فراز تفکر
الهی ما عبد ناک بحق عبادتک و ما عرفناک بحق معرفتک
شنبه 27 تیر 1394 :: * (نارون) *
امروز این ماه شریف پر از آرامش تموم شد ولی خدایا من همیشه مهمونتم بگو که میشه آره که میشه خدایی که من کنار بقیه آفریده هاش هیچی نیستم و اگه تو اقیانوس گناه غرق بشم کسی جز اون نمیتونه نجاتم بده خدایی که نمیتونم  تصور کنم وسعت فضای سرمه ای رنگشو که انقدر جذابن که نمیشه از نگاه کردن بهشون دل کند با این که من خیلی ریاضیم خوب نیست و نمیفهمم این چیزا رو ولی خوب درک میکنم وسعتشو آرامششو وهمین خدا که از جنبندگان دیگش سر در نیاوردیم و درکشون نکردیم  ما رو میخواد .
خدایی که همیشه میگه آدما بقیه مردم هم در یابین به هم دیگه مهر ب
ورزین بهمون یاد میده هم دیگه رو ببخشید که ببخشمتون وخدایی که  همیشه کنارمونه حالا این خدای مهربون مگه میشه دل ی بنده ای رو بشکونه  هرگز اگه هم دلتون از ی بنده ی دیگه شکست بدونید خدا ی جای دیگه چند برابراون دلتونو شاد میکنه خدایا دوست دارم



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 25 تیر 1394 :: * (نارون) *
واقعا ی تیکه از بهشته  مخصوصا وقتی که میشینی تو حرمش و باد خنک   و نسیم آرامش بخش روحت رو بغل میکنه  حسی که هرکز نمیتونم وصفش کنم تنها جایی که توش هیچ دغده ای نداری و حس میکنی یکی از مهمونای دعوت شده ی امام رضا یی .امام رضا که هیچ وقت نشده خواستمو بی پا سخ بزاری مرسی که واسه ماییی خیلی دوست دارم



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 24 تیر 1394 :: * (نارون) *




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 24 تیر 1394 :: * (نارون) *

دخترک بر دیوار اتاق تکیه داده

و قلم بر دست

وچشمانی مثال شیشهی آن در 

وفریاد هایی به گمانش حبس در پس شاخ درختان

یاد استاد قلم افتاد                        

زنگ هنر بود گویی ساعت اول                 

دخترک نیزار را تصویر ساخت از عالم تشویش 

آهوانی زیبا     که سفید پوشیده بودند و سبک بال  

در نگارش چشمان کمین گیران هویدا بود

و در آن موسم بود که گشت  یکی از آهوان                                                               

طعمه ی آن بیدل                                

و زمینی که بود دریای خون 

جای چمن جای گل 

ناگهان میدان آن شهر نور باران شد    

دختر که هرگز خوش نبود از نیزار   

که آسمان آن را کرده بود تار

مردگان را زنده دید     آن پیر عاشق پیشه را در میان شعله دید

و دلش آرام گشت و به صدایش مومن

که از شاخ درختان باز گشته

به ناگه صفحه ای روشن بکرد پاره     

و بچسباند روی آن همه دنیای ظالم

و فردا نمره ای کامل گرفت او                از دم آن پیر مرد


شعر از نارون





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 24 تیر 1394 :: * (نارون) *

آسمان در کف دستان من است                                   

خورشید را مینگرم از نزدیک

در دو چشم مادر

روز ها جاریست آسمان کف دستان آبی ست                   

زندگی می رقصد در آغوش نارون همچو باد

و هوا رویاییست

زندگی میگزرد در جویبار            و خبر میکندم گندم زار

که از کف ندهم دیدن یار 

بروم بر سر کوه ودر حال رکوع که بخوانم با شرشر آب                       

و بریزد از لب جان ذوقم

همچو شبنم از سار                            سار تو ای نارون


شعر از نارون



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 24 تیر 1394 :: * (نارون) *

این تصاویرو ببینید...........

images?q=tbn:ANd9GcQYiy0X-8yV6nTZBSsDasE7onB8rmE11CTX2Sa8uoVMsVDcwvrhFAimages?q=tbn:ANd9GcTQog6hICkrWUoOyPojOlBfcUgGeIJnXCLv38CLa_fjTjxn3gBpimages?q=tbn:ANd9GcQKn9nCrRRNpoezi-CEZN6uF-hTsOfFEcFCiU9ja32JkQMKvpfkIQimages?q=tbn:ANd9GcRBx2_F9elIOkU1q4UqCT2Rv2rbRZSGTIM5VBdjp0bPWPM_vdjQGgدیدید    حالا به این فکر کنید که قلبتون خطا کنه نسبت به همه بد بینی داشته باشید مثبت اندیش نباشید همه رو مقصر بدونید شایدم قبل همه خودتو نو  و اصلا نسبت به خودتون +اندیش نیستید میدونید چرا؟ چون خیلی وقت ها احترام به خودتونو یادتون میره   به نظرتون خوشبخت نیستید و حالا میخوام براتون مطالبی رو از کتاب برتر باشید نوشته ی الیور تانگ و سیمون مورترا و ترجمه ی نسرین گلدار بزارم با خوندن این مطالب یاد میگیرید که به ارزش های خودتون احترام بزارید همین طور به ارزش های دیگران البته این مطالب ممکنه  با کمی تغییر و با درک خودم از مطالب همراه باشه..................................

اول باید درست تمام رفتار هامون رو بشناسیم  و بدونیم تو جنبه های شخصی و خوانوادگی وشغلی و دوستی کدوم مهمه و به اون هویت بدیم که به احساس رضایت ما از زندگی می انجامد 

نیاز خوب بودن را باید در نیاز مفهوم بخشیدن به زندگی جستجو کرد 

هدف ما زندگی کردن اون هم به بهترین شکله  در اینجا زمان یک وسیله است در اینجا مسئله اصلی یاد گیری  تنظیم وقت نیست بلکه بیشتر تنظیم خود با وفت و زمان است 

ما تنها 24 ساعت در روز برای رسیدن به خواسته های خود زمان داریم که نحوه سازمان دهی اون به مشخص چیز هایی بستگی داره که برای ما مهمه و جزو چهار جنبه ی اصلی زندگی ماست و ما باید در اولویت رو اونا سرمایگزاری کنیم

ما باید از مسیری که طی میکنیم آگاهی کاملی داشته باشیم

هدفی روشن محسوس و عینی داشته باشیم  فرصت و مهلت خود را مشخص کنیم

  روش ها و ابزار های مسیر رو مشخص و حرکت کنیم تا در مرحله رویا باقی نمانیم

کار های خود را از جهت هماهنگی با هدف برسی کنیم

  کاستی های خود را جبران کنیم و به کار هامون نظم  ترتیب  بدیم

  این جوری میشه  به اصلی ترین راز های موفقیت رسید  و ی مثبت اندیشی نسبی به دست آورد

ژان ژاکلین کلن  ی جمله ای داره  که میگه (تو هرگز نه به عظمت خود فکر کرده ای نه به این که این عظمت در تو جمع شده است  به همین دلیل این عظمت را کوچک میبینی ) باید دانست که احترام امروز ما نسبت به خودمون  نه تنها به واکنش ها و رفتار های والدین  مربیان و آموزگاران  بر میگردد  بلکه به همان میزان به اعتقاد و باور ما  به تصویری که از ما درست کرده اند  نیز مربوط است  و همه ی این ها  به خود باوری  و خود نگری  ما بر میگردد  به دیده ی احترام به خود نگریستن  و خود را قبول داشتن  بهترین تصویر را از فرد میسازد. اگر شما نسبت به نکات مثبت خود فکر کنیدمیتوانیدبه خاطر همین ویژگی ها به خود احترام گذاشته و برای خود ارزش قائل شوی میتوان همین کار را نسبت به دیگران نیز انجام داد .

انسان هرگز خود واقعیش نیست مگر هنگامی که خودش را فراموش کند  اما قبل این فراموشی باید خیلی به خود فکر کرد

 امیدوارم که شما به این عبارت که دنیا بدون دیگران بهشت خواهد بود بدون دیگران ما نمیتوانیم زندگی کنیم  و حتی وجود خود را بفهمیم

آلبر ژاکار در این باره تعبیر زیبایی دارد:من به لطف وجود تو میتوانم بگویم  من.

حضرت رسول اکرم میفرمایند : عاقل تر از همه ی مردم کسی است که با مردم بیشتر مدارا کند.

و مارتین لوترکینگ میگوید :ما باید برادر وار زندگی کردن را یاد  بگیریم.

چشم ما به این دلیل خطا میکنه96F_image004.jpgقلبمون چرا؟

نذاریم قلبمون هم گاهی اوقات خطا کنهimages?q=tbn:ANd9GcS0-_rIheSfK9esAKlScNrE18Alk-4dJMYLWPaYospERsvuiUplKw





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 24 تیر 1394 :: * (نارون) *

بیماری ایست قلبی که عبارت است از پمپ نشدن خون و زمانی که به مدت 3-5  به طول بیانجامد باعث مرگ میشود

علایم آن منگی کوتاه مدت و غش کردن به دنبال آن  و از دست دادن هوشیاریست و نبض لمس نمیشود تنفس معمولا قطع شده و رنگ پوست آبی –سفیدو مردمک گشاد میشود و تشنج عدم کنترل ادرار و مدفوع و همین

 پس در هنگامی که ایست قلبی بود نبض لمس نشده و لی در هنگام غش معمولی نبض لمس میشود

عوامل افزایش دهنده اش استرس دیابت شیرین مصرف دارو هایی مثل دیژیتال حتی افزایش خفیف غلظت این دارو خطر ناک است  ادرار آور ها دیور تیک ها  که باعث کاهش پتاسیم خون میشود  دارو هایی که باعث افزایش فشار خون شوند از جمله دارو هایی که جهت سرما خوردگی به کار میرود   ویا افزایش آدرنالین

ضد احتقان ها و مواد مخدر  اگر به این بیماری مبتلا هستید تمام اطلاعات مربوط به دارو هاتان را یاد بگیرید و اعضای خانواده  و دوستان احیای قلبی ریوی را  و از دست بند یا گردنبندی که ممشخص کند شما این بیماری را دارید استفاده کنید

به فردی که علایم ایست قلبی را دارد  مایعات و غذا ندهید امکان خفگی وجود دارد

برای کمک فریاد بزنید   و قربانی را ترک نکنید

فورا تنفس دهان به دهان را آغاز کنید

اگر قلب ضربان ندارد ماساژ قلبی بدهید

و عملیات احیا را تا زمان رسیدن کمک ادامه دهید. برگرفته از کتاب  دایره المعارف بیماری ها اثر  فرشته مهری.

با آرزو............ی سلامتی همیشگی شما





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 24 تیر 1394 :: * (نارون) *




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 23 تیر 1394 :: * (نارون) *


حرف هایش دیگر حرف های یک کودک نیست

بسیار دیده اش خون دیده

دوستش را نمیدانم دیده بودی

هر قدم یک روز    تکه ای از او دیده

بسیار دیده اش خون دیده

حرف های سیاسی     خوب میشناسد

     سازمان ملل را

شش سالش است

وقتی با دستان کوچکش

از زیر آوار میکشد بیرون لباس خواهرش

در اتاقی که عروسک تازه اش را

        که بابا برایش خریده بود به او نشان میداد

در اتاقی که شیشه های قاب عکسش زیر پای او

و عکس با بغض با نفرت با دستانی ورم کرده از شدت خون

خیس شد در لای انگشتان دست       

خشم او را پشت چشمان سرخ او دیدم

جانور هایی که  سگ مانند آمدند کثیف و نجس 

وارد سرزمین نور

از آتش خشم این کودک جهنم خواهند چشید

                         از قبل

 حرف هایش دیگر حرف های یک کودک نیست

شاید وقتی برادرش را نصف دید و

 وقتی جدا شد از نصف

                                   نصف شده در زیر خاک

شاید وقتی خواهرش رفت

                         که بگوید   کمک خواهر کوچکم زخمیست

و خواهر کوچک دید پاشیده شدن خون خواهر

    ووقتی دیگر ندید  

                               مادرش را و پدر

 در این وقت یکه سینه سپر میکند

 امیدش به که باشد             تنها بار همه را به دوش میکشد

       او میگوید مادر بزرگ نترس   من زنده ام

                                      

     شعر از  نارون



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




اللهم عجل لولیک الفرج

مدیر وبلاگ : * (نارون) *
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو